ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )
145
مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )
فاسق دانست . دستهء دوم كه ايمان را تنها معرفت و شناخت مىدانند ، در مقام استدلال اظهار مىدارند كه اگر [ مؤمن بدون اقرار و عمل پس از معرفت ] حتى براى يك لحظه زنده نماند تا به ايمان خود اعتراف كند ، چنين كسى قطعا مؤمن است . دستهء سوم كه ايمان را تصديق و اعتراف بدون نياز به معرفت و شناخت دانستهاند ، چنين استدلال كردهاند : معرفت چيزى است كه خدا نمىتواند بندگان خود را بدان مكلّف سازد ، زيرا مكلّف شدن بندگان به شناخت خدا در حالىكه [ هنوز ] آنان نمىدانند كه تكليفكنندهاى دارند ، سخن اشتباهى است . 132 . عبد اللّه مىگويد : دليل بر اينكه معرفت و شناخت جزئى از مفهوم ايمان نبوده ، آن است كه عدالت خداى تعالى اجازه نمىدهد كه بندهاى را به چيزىكه نسبت به آن علم ندارد ، مكلّف سازد ، چنانكه براى او جايز نيست كه بندگان را به تكليفى كه خارج از توان و طاقت آنان است ، موظّف نمايد . اما دليل اينكه عمل به وسيلهء اعضا و جوارح ، جزئى از حقيقت ايمان نيست ، همان ايمان كامل كسانى است كه در آغاز دعوت [ پيامبر ( ص ) به حضرت گرويدند و ] موفّق به انجام عملى نشدند . وانگهى ، ايمان در لغت عرب همان تصديق است . 133 . آنان همچنان در مورد [ مراتب ] گناهان كه بخشى كبيره و بخشى صغيره است ، باهم اختلافنظر دارند . عبد اللّه مىگويد : همچنانكه فرمان بردن و اطاعت درجاتى دارد ، گناهان نيز باهم متفاوت بوده و برخى از آنها از برخى ديگر بزرگتر است . 134 . او مىافزايد : تصميم بر انجام گناه همانند بازگشت به سوى گناه ، و اين بازگشت به منزلهء اصرار بر گناه است . 135 . برخى گفتهاند كه توبه بر دو قسم است : يكى بازگشت از جهل و نادانى است ، و اين توبه همان شناخت و معرفت است ؛ زيرا انسان مكلّف شده كه جهل را رها سازد ، چنانكه موظّف شده گناه را ترك كند . ديگر توبه از